| |
| سه شنبه 2 بهمن ماه سال 1386 |
| نیست تردید زمستان می گذرد |

وظیفه انسانی ماست که نگذاریم هیچ انسان بی گناهی در بند بماند، این وظیفه بردوشمان سنگین تر می شود اگر مبارزان صدیق آزادی اسیر زندان باشند. اکنون اما کمترین کاری که از ما بلاگرهای ایرانی ساخته است حمایت از دانشجویان آرمان خواهیست که بخاطر عقیده شان اسیر زندان شده اند: همراه با دوستان در بندمان آزادی را فریاد می زنیم.
بلاگ "همبستگی وبلاگ نویسان ایرانی با دانشجویان در بند"
پ.ن: در فراگیر شدن این حرکت تلاش کنید. |
|
| |
| یکشنبه 20 آبان ماه سال 1386 |
| کبوتر با کبوتر باز با باز، کند همجنس با همجنس... |
چه شباهت جالبی بین وضعیت دانشجویان ایرانی و ونزوئلایی، برادر احمدی نژاد و رفیق چاوس است! دیروز اعتماد خبری از ونزوئلا و تظاهرات ۸۰ هزار دانشجو علیه چاوس و سیاست هاش چاپ کرده بود. مثل اینکه سلف ونزوئلایی احمدی نژاد می خواهد ریاست دانشگاه ها را افراد مورد نظر خودش قرار دهد و به این ترتیب دانشجوها هم بخاطر بخطر افتادن استقلال دانشگاه ناراضی هستند. روسای فعلی دانشگاه ها در ونزوئلا از طریق انتخابات درون دانشگاهی به این سمت رسیدند و عموما مخالف رییس جمهور مشابه رئیس جمهورمان هستند. خیلی جالب است که در آن طرف دنیا، در پاریس سوربنی ها هم علیه سارکوزی و سیاست های ضد سوسیالیستی اش سر و صدا راه انداخته اند. خوب بلاخره سارکوزی درصدد اعمال سیاست های کاپیتالیستی است و بلاخره سوسیالیست شدن دانشجوها که همیشه مخالف دولت ها هستند عجیب نیست. اما برای من یکی قابل درک نیست چرا در ایران بعضی دانشجوها جو گرفته می شوند و فکر می کنند در MIT و سوربن درس می خوانند و زرت سرخ می پوشند - تیپ چگوارایی می زنند؟! رفقا اینجا ایران است دولت شما متحد دوتا کج و کوله از خودش بدتر مثل کوبا و ونزوئلاست. دست بردارید از حماقت.
نتیجه سیاسی: دانشجوی خوب در همه جای دنیا دانشجوی مرده است.
تبصره: در اینجا منظور از دانشجوی مرده دانشجوی درس خوان است.
ارتش ونزوئلا دانشگاه را اشغال کرد- اعتماد |
|
| |
| شنبه 29 اردیبهشت ماه سال 1386 |
| وقتی سرهنگ سپاه رییس دانشگاه می شود |
گفتیم از مسائل رفاهی دانشکده و فرمودند: "دانشجویان قشر فرهیخته جامعه اند و منطقی باید با مسائل برخورد کنند. حل هر مشکلی زمان می برد". گفتیم، خوب بگذارید انجمن صنفی مان را راه بیاندازیم و پیگیر مشکلات صنفیمان شویم، فرمودند: "کار دست دانشجو بیافتد آشوب به پا می کند!" چشم باز کردیم و دیدیم که خر ما از کرگی کره خر بود و این شرحال بسیاری دیگر است، نقطه
در راه بازگشت از آیین سیاسی-عبادی پرسش و پاسخ نمایشی با بغضی در گلو سیر و سلوک عالم هپروتمان را نیز مثل همیشه طی می کردیم که با تنه ای به خود آمدیم و آنگاه شنیدیم: " دانشجو رو نگا، آقای مهندس!!" و آن لات بی سروپا این گفت که فرموشمان نشود دانشجو خطاب کردن امروزه اگر فحش نباشد متلک که هست. |
|
| |
| پنجشنبه 12 بهمن ماه سال 1385 |
| دانشجو، گویا وجدان بیدار |
دانشجویان بخصوص آن تعداد که در شهری غیر از محل سکونت خود درس می خوانند گویی کمتر در جامعه هذم می شوند. روحیه آنها حساس تر و بیشتر تحت تاثیر نابهنجارها قرار می گیرند. این نه تنها در سیاست آنها رادیکال تر از جامعه که در خود جامعه هم حساس تر از مردم کند. خود من تحمل دیدن کودکی مشغول به کار را نداشتم و طرح جمع آوری پول بصورت منظم و ثابت برای این کودکان و تحت نظارت داشتن تحصیل آنها از برنامه هایی بود که زمانی پیگیری می کردم اما همینکه به شهر خود بر می گردم و وجه دانشجو بودنم در مقابل وجه فرزند بودنم رنگ می بازد. گویا می شوم همان بچه لوس عوضی قرتی زپرتی، ماشین بابا زیر پا جولان در خیابان ها انگار که نه انگار کودکی آن طرف تر مشغول گل فروشی برای نان شب است.
این نکته ای بود که من امروز پشت چراغ قرمز به آن پی بردم و از خودم متنفر شدم پس آنکه در پاسخ تلاش او برای خرید شاخه گلی شیشه را بالا دادم و راهی اش کردم: کاش می شد همیشه دانشجو ماند، کاش می شد همیشه انسان بود.
پ.ن: ۱۶:۳۰ امروز حرکتی به سوی انسانیت دارم. |
|
| |
| سه شنبه 19 دی ماه سال 1385 |
| سه ستاره |
"متین مشکین" دانشجوی دکترای برق و عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک اخراج شد. شعری از "سارا لقایی":
اینک ضربان قلب ما را بشمار - تا حکم دهند لحظه ها را بشمار
گفتند: سخن نگو، نیندیش، بمان! - تعداد زبان بریده ها را بشمار
تعلیق، هزار ترم! تهدید، اخراج - صفحه پس صفحه ناروا را بشمار
تک واحد آزادی را بیست شدیم - برجرگه عشق نام ما بشمار
و آنک که تن سیاه شب می سوزد - معکوس، پسین شماره ها را بشمار |
|