قرار نیست که همیشه همه به فرمان تو باشند و تلویزیون لعنتی را خاموش کنند! نه آنها آدمند نه تو پس تو هم به آنها اجازه می دهی دقایقی آن لعنتی را روشن کنند اما صدایش را برخلاف میل باطنی می شنوی آنجا که گزارشگر سبک اخبار سراسری مملکت با نیش باز از سرحال بودن مردم و شروع کار و فعالیت در سال جدید می گوید: تو الان حرص می خوری!
دقیقا احساس بدی که الان دارم را پیش از تعطیلات پیش بینی کرده بودم و می دانستم که گریزی هم از آن ندارم به همین خاطر اصلا قصد نداشتم به ولایت برگردم. می خواستم به همان سبک منحصر بفرد خودم تعطیلات را "بای پس" کنم که خوب! مثل همیشه و در همه جای دنیا که مادرها کارها را خراب می کنند برنامه ریزی من را هم او بهم ریخت. حالا من مانده ام و آغوش باز ۱۹ واحد کمر شکن و میانترم ها.
حالا هی بیا وبلاگ... هی ناله کن... هی ناله کن... هی بیا وبلاگ... مرتیکه از سنش هم خجالت نمی کشه!!
آنهایی که با صاحب این قلم دردمشترک دارند دست ها بالا!