نوشتیم و پاک کردیم، نوشتیم و پاک کردیم... آنقدر تکرار کردیم تا به ناچرا جز نوشتیم و پاک کریم چیزی برای نوشتن نماند همان یکذره چس ناله های مزخرف و سطحی هم ناکام از انتشار ماند. ویروس قاطی شدن در جمع به ایما سرایت کرد ایما همان گهی شدیم که الان همه. 

کمی درد دارد، می دانیم درداش خوب بشو نیست. حالا مثل معتادهای حرفه ای به دنبال یک سوراخی هستیم تا دمی در یک جای خالی آخ... من به دنبال اتاقی خالی... فکر نمی کردیم اینقدر کولی بازی دربیاوریم پس از... لعنت به ایما که جانمان در می آید حرفمان نه.

خیلی جالب است که همین دو پست پیشتر صحبت از مرگ و میر نشریات شد و واقعا شد: اعتماد و ایران دخت را هم توقیف کردند. 

جز اینکه بگوییم متاسفیم که هنوز در جهان کشورهایی چون کشور ما وجود دارد چه می توانیم گفت؟

کارد خورد... خونمان در آمد و بر عرشه جاری گشت، دیدبان فریاد برآورد که: آی سرد است! کاپیتان این گزاره را صادر نموده که: ایما خون سردیم. 

و اما... 

ای مگس! عرصه ی اینترنت نه جولانگه توست، حالا هی زور بزنید و سایت ها را فیلتر کنید-حضرت کاپیتان