قسم حضرت عباس را باور کنیم؟

1. یکی از اصول جهانشمول اخلاق این است که: آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند. به این معنی اگر من دروغ را از لحاظ اخلاقی بد بدانم این حکم -اگر من انسان پایبند به اخلاق باشم- را در مورد همه و از همه مهمتر در مورد خودم نیز صادق بدانم.

2. ادعای دفاع از یک ارزش آنجا اعتبار پیدا می کند که پای منافع شخصی در میان نباشد، مثلا اگر ریختن آبروی افراد با توجه با ارزش های اخلاقی بد است، این حکم در مورد همه صادق است. مثلا من اگر ادعای اخلاق داشته باشم و تا مادامی که صرفا به ریختن آبروی خودم حساسیت نشان بدهم طبیعی است که ادعای من مورد پذیرش دیگران واقع نشود، چون پای آبرو و در نهایت منافع من در میان بوده است نه از بین رفتن اصول اخلاقی. 

3. من روزنامه ای دارم و چون زاهد پاکیزه سرشتی هستم مردم را به نیکی و خیر و دوری از شر و بد در سرمقاله هایم امر می کنم. از سویی در روزنامه ی تحت مدیریت من گزارش هایی چاپ می شود در مورد متهم هایی که هنوز جرم آنها ثابت نشده اما گزارش ها بگونه ای است که قضاوت شخصی مخاطبان را به محرز بودن جرم هدایت می کند. حتی پای دادگاه هم در میان نیست، من در روزنامه ام گزارش هایی چاپ می کنم و در آن افراد را شخصا متهم می کنم بدون اینکه به آنها مجال پاسخگویی بدهم... شما در مورد من چگونه قضاوت می کنید؟

ما از صدا و سیما تقاضا مندیم در دفاع از جنبش مردمی بحرین گزارش پخش نکند مردم ذهنیت بد پیدا می کنند و دفاع از آن خیزش مردمی دشوار می شود. در گزارش های تخریبی گزارشگران آن سازمان محترم ید بیضایی دارند، در جهت دفاع از جنبش می توانند از آنها استفاده کنند.

یکی از دغدغه های اساسی من در این روزها این است که "دسته لیوان" را چه کسی اختراع کرده است؟ 

پ.ن: امیدوارم با تاول های عجیب و غریب، مخاطبان نا آشنای این بلاگ این موضوع را به حماسه ی کاملا مردمی و همینطور کاملا خودجوش 9 دی ربط ندهند، مسئولیت هرگونه ربط دادن هرمونولیژیکی پای خودتان.