چیزی برای یک پست جدید

  مدتیست اینقدر فشارهای همه جانبه به ایما فزونی گرفته که فرصت فکر کردن و صدور چیزی برای بلاگ از کفمان بیرون رفته است. چیزهایی نوشته ایم، به قول خودمان "تاملات" شما بخوانید گنده گوزی های فلسفی -که ناشی از بیداری های شبانه است- خواستیم بیاوریم اینجا دیدیم نه! چندان مستند نیست، ملت به ریشمان می خندند: این شد که قیدش را زدیم.

  خواستیم طبق معمول در پست جدید چس ناله کنیم، دیدیم خوب! تحمل شما هم اندازه ای دارد این دفعه دیگر فحشی، بدو بی راهی چیزی نثار روح پرفتوحمان می کنید و به این ترتیبب قید آن را هم زدیم. اما آنقدر فشار آورده است که نمی توانیم جز آن چیزی بنویسیم اینجا. تاثیر گه خوری های چند سال اخیر را الان می بینیم آن هم نه در یک بعد که در تمام ابعاد زندگی. داستان ایما هم همان داستان* فریدون توللی است که در سال های بعد از ۱۳۴۰ در آن موقع که از فعالیت های اجتماعی [و احتمالا سیاسی] مایوس شده بود فریاد زد:

ترسم زفرط شعبده چندان خرت کنند       تا داستان عشق وطن باورت کنند

من رفتم از این ره و دیدم سزای خویش   بس کن تو ورنه خاک وطن بر سرت کنند

* نقل از کتاب جامعه شناسی خودمانی نوشته حسن نراقی

نیست تردید زمستان می گذرد

 

لوگوی بلاگ 10 بمهن

  وظیفه انسانی ماست که نگذاریم هیچ انسان بی گناهی در بند بماند، این وظیفه بردوشمان سنگین تر می شود اگر مبارزان صدیق آزادی اسیر زندان باشند. اکنون اما کمترین کاری که از ما بلاگرهای ایرانی ساخته است حمایت از دانشجویان آرمان خواهیست که بخاطر عقیده شان اسیر زندان شده اند: همراه با دوستان در بندمان آزادی را فریاد می زنیم.

بلاگ "همبستگی وبلاگ نویسان ایرانی با دانشجویان در بند"

پ.ن: در فراگیر شدن این حرکت تلاش کنید.

ماجرای یک خبر: وقتی نظامی ها خبرنگار می شوند

  از ماجرای شناورهای نیروی دریایی سپاه و ارتش آمریکا در تنگه هرمز که خبر دارید؟

  اولین خبر را اگر اشتباه نکنم بی بی سی مخابره کرد، آنطور که بخش فارسی آن را گزارش داد نشان از درگیری لفظی قایق های سپاه و رادیومن ناوشکن آمریکایی در خود داشت. منبع این خبر در آن گزارش مقامات پنتاگون عنوان شده بود. بعد از آن سی ان ان همین داستان را با آب و تاب بیشتر و همراه با تصویری از عرشه ناوشکن آمریکایی در تلویزیون پخش کرد که احتمالا از ماهواره ها دیده اید. بعد از سی ان ان صدای صدا و سیمای جمهوری اسلامی هم در آمد و تصاویر دیگری از داستان فرستاد روی آنتن که آن هم از جانب سپاه تهیه شد بود. این که اصل ماجرا چه بود، بماند که ما هم دنبال دردسر نیستیم و خودتان بهتر می دانید که چیزی نبود!(فعلا کسی حوصله جنگ-منگ ندارد)

  اما واکنش بعدی بی بی سی جالب تر از همه زمانی بود که در بی بی سی ورلد تصاویری از این و تصاویری از آن یعنی صدا و سیما و سی ان ان را برد روی آنتن و گوینده خبر گفت ماجرا این است که می بینید و ما هم منابع دیگری نداریم. راست و دروغش با خودشان!

  خیلی جالب است که هر دو تصاویر گرفته شده که بعدها رسانه ای شده اند از جانب نیروهای نظامی ایران و آمریکا بودند. این وسط فکر می کنم تنها بی بی سی بود که دنیا را به آخرتش نفروخت و "اخلاق روزنامه نگاری" را زیر پا نگذاشت.