آرشیو:
توجه کرده اید به این موضوع که «مردان» و «زنان» در جامعه ایران و فرهنگ غالب به چه شکل هولناکی از هم بیگانه اند، دو جنس مخالف به یکدیگر نه از دیدگاه جنس مخالف که به نگاه موجودی دیگر که البته ناشناخته و خطرناک می نماید می نگرند! موجودی که در هر ارتباطی -بلند مدت و کوتاه مدتی- انتظار هر واکنشی را باید از آن داشت. دقیقا مثل نگه داری سگ ولگردی در منزل که هر لحظه تهدید حمله به کودکان از سوی او وجود دارد(این مثال مودبانه نبود اما حقیقت را به شکل تلخی آشکار می کند).
شخصا در دانشگاه هنگام برخورد با دخترانی که به قول معروف «محجبه» هستند خیلی معذب هستم! حتی گاهی هنگام سلام و احوال پسری دستم را می بینم که بی پاسخ در هوا معلق مانده است! از سوی دیگر دوستان زیادی دارم که قبل از ملاقات یا صحبت با دوست دخترشان پیش خود چه محاسباتی که انجام نمی دهند تا نکند خدایی نکرده به طرف مقابل بربخورد و او را از دست بدهدند که این البته آغازی است برای ظاهر سازی و تزویر و به قول عامیانه تر «خالی بندی!».
همیشه وقتی فیلمی های غربی را می بینیم این حسرت تمام وجودم را فرا می گیرد که ای کاش جامعه ما هم می توانست بدون استرس زندگی کند، این اما یک مورد است از هزاران.
امتحانات من همراه با جام جهانی آغاز و با به اوج رسیدن بازی ها به اوج می رسد، نصیبتان نشود! بعد از یک عمر هوس دیدن فوتبال به کله مبارک زد که آن هم اینطوری شد. در زمان های قدیم(چیزی نزدیک به 10 سال پیش) که فوتبال می دیدم علاقه زیادی به آلمان داشتم الان پس از سال ها مثل اصحاب کهف از خواب غفلت بیدار شدم و دیدم ای دل غافل نه از آلمان سابق خبری هست و نه حتی از دروازه بان مورد علاقه من اولیور کان. نگو ما هنوز در حال و هوای لوتار ماتئوس و گرد مولر و یورگن کلینزمن(درست نوشتم؟!) بویدم! شما را چه می شود؟! ما که از فوتبال و تکنیک چیزی سرمان نمی شود چه دلیلی دارد طرفدار یک تیم ضعیف اما مورد علاقه نشویم: سخت نگیرید!
سوژه فراوان و سوژه پرداز گرفتار امتحانات، هر وقت می بایست موضوعی را با شما در میان بگذارم مطمئن باشید ایما دیگر آن آدمی نیستیم که «همه چیز» را در خودمان بریزیم! البته معلوماتی را از قبل آماده کرده ایم برای چنین روزهایی که انتشارشان در گروی دسترسی به کامپیوتر خودم است.