دانش آموز سال سوم دبیرستان، تابستان خوبی را با تفریحاتی عالی در کیش شروع می کند، او در مسیر بازگشت بنابر عادت قدیمی بزرگ خانواده شنوده بی بی سی فارسی می شود. خبرها که از شروع پخش آن دقایقی گذشته است دقیقا از جایی آغاز می شود که: ... بنابر گزارش ها از شعارهای دانشجویان "انصار جنایت می کند رهبر حمایت می کند" و ... او تا به حال انقلاب ندیده بود و این برای او یعنی تجربه وقوع یک انقلاب؛انقلابی که خونین بود اما فرجامی نداشت.
این داستان ایما در ۱۹تیر ۷۸، روزی که اعتراضات آرام دانشجویی نسبت به تعطیلی روزنامه "سلام" از دانشگاه به خیابان کشیده شد. چند سال پس از آن فاجعه ایما وارد دانشگاه شدیم، اگرچه به هنگام وقایع ۱۸ تیر و روزهای پس از آن دانشجو نبودیم اما بنابر شوک خبری که شرح آن را خواندید بشدت خود را درگیر آن می دیدیم و از آن روز تا امروز نوستالژی به ۱۸ تیر و آن روز هنوز در ایما قوت دارد هرچند که آن زمان در بیانیه ها، ویژه نامه ها و سایر فعالیت های دانشجویی علل وقوع آن را با دلایل اتفاقات ۱۶ آذر یکی می دانستیم اما اکنون کمتر کسی است که نداند سلاحی همچون فندامنتالیسم دینی بسیار برنده تر از ارتشیست که در دست شاه بود.
سال هایی که هنوز جامعه دانشجویی کشور به ابتذال روزمرگی دچار نشده بود، یکی از انجمن های متحد [...] پلاکاردی "در نمایشگاه ۱۸ تیر" نصب کرده بود که این شعر مرحوم بهار در آن نقش بسته بود:
شاه مست و شیخ مست و شحنه مست / مملکت رفته زدست
هر دم از دستان مستان فتنه و غوغا بپاست / کار ایران با خداست |